سيد محمد دامادى

136

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

- ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 161 - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 162 - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 292 - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 292 - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 162 - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 221 - اين نحوهء فكر جمال الدّين مغاير با آنچه راست كه گفته‌اند : « الدّين عند الدّراهم » وال ؛ ماهى بزرگى باشد كه كشتى را فرو برد « لغت فرس اسدى » بال ، نام نوعى از ماهى در عربى است و شايد وال مبدل آنست ( فرهنگ نظام ) جمل البحر ، تا به بحر اندر است وال و نهنگ * تا به گردون براست رأس و ذَنَب [ فرّخى ] يكى مرده ماهى همان روزگار * بر افكند موجش به سوىِ كنار كه گز سيصدى بود بالاىِ او * فزون از چهل بود پهناىِ او كشيدند از آب اندرون هم گروه * به كشتى به خشكى مران پاره كوه بسى گوهر و زر بُد او باشته * همه سينه‌اش عنبر انباشته دگر هر چه مانْد از بزرگان و خرد * ز بهر خورش پاره كردند و برد [ اسدى ] هميدون يكى ماهى ديگرست * كه زين وال تَنْشْ اندكى كمتر است [ اسدى ] گر خيالِ تيغِ تو بر بحرِ قلزم بگذرد * گردد اندر بحرِ قُلْزم بىروان أهوالِ وال [ قطران ] - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 216 - ديوان جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق ص 216